محمد ابراهيم آيتى

584

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

حركت به سوى حنين رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - « عتّاب بن أسيد بن أبى العيص بن أميّة - بن عبد شمس » را كه جوانى در حدود بيست‌ساله بود ، بر اهل مكّه امير قرار داد ، و « معاذ بن جبل خزرجى » را هم براى تعليم احكام و فقه معيّن فرمود ، و سپس براى دفع « هوازن » با دوازده هزار سپاهى ( ده هزار نفر كسانى كه از مدينه همراه بوده‌اند و دو هزار نفر از اهل مكه ) رهسپار شد . عبّاس بن مرداس سلمى را در توصيف اين سپاه و بر حذر داشتن « هوازن » قصيده‌اى است [ 1 ] . مقريزى مىنويسد : مردانى بيدين از مكّه همراه رسول خدا شده بودند و نگران بودند كه در اين جنگ كه پيروز مىشود ؟ و نظرى جز رعايت احتياط و به دست آوردن غنيمت نداشتند ، از جمله : « أبو سفيان بن حرب » و پسرش : « معاويه » كه « أزلام » را در جعبهء تير خود همراه داشت و به دنبال سپاه حركت مىكرد ، و هرگاه سپرى يا نيزه‌اى يا چيز ديگرى افتاده مىديد جمع‌آورى مىكرد تا آن كه شتر خود را سنگين بار كرد ، و « صفوان بن أميّه » با « حكيم بن حزام » و « حويطب بن عبد العزّى » و « سهيل - ابن عمرو » و « حارث بن هشام » و « عبد اللّه بن أبى ربيعه » . و اينان در موقع جنگ هم پشت سر سپاه ايستاده بودند [ 2 ] . « ذات أنواط » يا تكرار تاريخ « حارث بن مالك » مىگويد : كافران قريش و ديگران از عرب را درخت سبز بزرگى بود كه آن را « ذات أنواط » مىگفتند و هر سال به زيارت آن درخت مىرفتند ، و أسلحهء خود را بر آن مىآويختند و آنجا قربانى مىكردند و يك روز را نزد آن درخت

--> [ 1 ] - ر . ك : سيرة النبى ، ج 4 ، ص 69 - 70 . [ 2 ] - امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 405 ، چاپ قاهره 1941 م . م .